ظهور موج دوم فمینیسم در دهه ۱۹۷۰ چشمانداز تازهای در مطالعات فرهنگی گشود. اما فمینیسم خود جنبش یکپارچه و سادهای نیست بلکه انواع گوناگونی داشته است. برخی از سه نوع اصلی فمینیسم سخن گفتهاند: لیبرال، رادیکال، مارکسیستی یا سوسیالیستی. موج دوم فمینیسمبه طور کلی در نقد چگونگی بازنمایی زنان در فرهنگ عمومی و رسانههای جمعی به شیوهای جنسی، ناعادلانه واستثماری پدید آمد. هر یک از انواع فمینیسم به شیوه خاصی به مسأله انقیاد زنان مینگرد و علتها و راهحلهایمختلفی برای آن در نظر میگیرد.
فمینیسم لیبرال مشکل اصلی را در وضع استخدامی و نابرابری اقتصادی زنان وفرصتهای نابرابر از لحاظ جنسی میجوید و راه حل را در ایجاد برابری در حد امکان میداند. به نظر لیبرالها تسلط مردان بر زنان در قانون نهادینه شده و موجب اخراج زنان از حوزههای مهمی از حیات اجتماعی گشته است. بنابراینفمینیسم لیبرال از آرمان برابری میان زن و مرد دفاع میکند. به ویژه فمینیسم آمریکایی و انگلیسی گرایش لیبرالی دارد. اما به نظر فمینیستهای رادیکال انقیاد زنان، نتیجه نظام پدرسالاری است. رادیکالها بر عکس لیبرالها که بر برابریتاکید میگذارند، تفاوت اساسی در علائق زنان و مردان را مورد تاکید قرار میدهند و راهحل را در جداسازی علائقزنان از علائق مردان میدانند.
فمینیستهای مارکسیست، سرچشمه اصلی انقیاد و ستمدیدگی و نابرابری زنان را در نظام سرمایه داری جستجو میکنند. از این دیدگاه سلطه مردان بر زنان، یکی از مظاهر نظام سرمایهداری است. به سخن دیگر سلطه مردانه، جزیینظام سرمایهداری است و از اینرو تغییر روابط سلطهآمیز جنسی تنها با پیروزی سوسیالیسم ممکن خواهد شد. برخیدیگر از نویسندگان در همین چارچوب ستمدیدگی و نابرابری زنان در نتیجه ترکیب سرمایهداری و پدرسالاری بایکدیگر میدانند.
ادامه مطلب

