سرمقاله هفته نامه سیمره با عنوان «دوزیستان سیاسی در حال تکثیرند» با قلم بنده، شماره ۳۷۲ مورخ ۹۵/۵/۱۱
👇👇👇

دوزیستان سیاسی در حال تکثیرند!
*علی بیرانوند

هویت سیاسی- اجتماعی افراد و گروه ها طی فرآیند کنش و برهمکنش آنان در بستر فرهنگی جامعه شکل می گیرد. این فرایند با ساز و کارِ خود شرایطی را فراهم می آورد تا ما بتوانیم بر اساس نوع رفتاری که افراد، گروه ها و نهادها صادر می کنند آنان را مورد قضاوت قرار داده و یا به تحلیل و ارزیابی کنش ها و پیامدهایِ احتمالیِ مترتب بر آن بپردازیم. در تحلیل رفتارهای اجتماعی سابقه ی کنشی یا عقیدتی از اهمیت فراوانی برخوردارند از این رو جامعه، کسانی را که به تازگی وارد میدان های سیاسی و اجتماعی شده و دارای کنشی خاص یا ابراز عقیده ی ویژه ای نیستند ، دارای هویت مجزا تشخیص نداده و مورد ارزیابی قرار نمی دهد. در چنین شرایطی جامعه منتظر می ماند تا هویت سیاسی و اجتماعی این افراد و گروه ها شکل بگیرد و پس از آن جایگاه و کارویژه شان را تبیین و پرستیژ اجتماعی شان را تعیین می کند.
هر چند این تفکیک های اجتماعی از دقت بالایی برخوردار نیستند با این حال، همین مرزبندی های مبتنی بر هویت های سیاسی و اجتماعی می توانند ما را برای قضاوت و تصمیم گیری درباره انتخاب یا گذر از افراد و گروه های مختلف یاری کنند. در حقیقت باید اذعان کرد پروسه تکاملی چنین مرزبندی هایی در طول زمان امکان شناخت را فراهم می آورد.
حوزه سیاست جایی است که هویت های سیاسی در آن تحقق می یابد. این حوزه از امکان ریسک و انعطاف پذیری بالایی برخوردار است اما توجه به این امر ضروری است که حتی در حوزه سیاسی هم آن چنان که در بادی امر به نظر می رسد کنش ها و روش هایِ مورد استفاده در آن ، فاقد ساز و کار مشخص نیست.
حوزه سیاست همچون سایر حوزه های زندگی اجتماعی، سرشار از عقلانیت و مقید به اصول علمی است. بنابراین کنش های این حوزه گرچه دارای لایه های پنهان رفتار و تفکر هستند اما با کنکاش و بررسی دوباره دریافته می شود که چنین گفتار و کرداری کم و بیش در همان چارچوب فکری و اندیشه ورزیِ سیاستمدار قابل فهم و تفسیر است. چرا که به هر حال هر نوع رفتار و موضع گیری کنشگران حوزه سیاست حولِ اصول بنیادیِ مرام و مکتب آن افراد و گروه ها می گردد.
بنابراین شکل گیری و تداوم مرزبندی های سیاسی معطوف به تفاوت در جهان بینی ، ایدئولوژی ، روش ها و کنش های افراد و گروه ها است . بر مبنای همین مرزبندی های تاریخمند است که جایگاه آنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی درک می شود و البته عبور از چنین مرزهایی به آسانی ممکن نیست مگر آن که کنشگران پیشینه خود را مورد نقدهای اساسی قرار داده و با بریدن از آن، به اردوگاه رقیب بپیوندند. معنای این عبارت این است که از سوی افکار عمومی حفظ ارتباط ارگانیک کنشگر با دو یا چند جبهه سیاسی با دیدگاه های متضاد به طور همزمان پذیرفتنی نیست.
از این زاویه تحولات سیاسی متأخر استان لرستان قابل تامل و تفکر است. به یاد بیاوریم که در آخرین انتخابات مجلس شورای اسلامی در بهار ۱۳۹۵ ، برخی از کنشگران سیاسی برای جلب آرای مردم، بدون تخطئه ی اندیشه های پیشین خود ، مرزهای نامرییِ خود و رقبا را درنوردیدند و به صف آنان پیوستند. در واقع آنان به طور همزمان خود را مقید به اصول دو جبهه متفاوت و متضاد نشان دادند. چنین هنجارشکنیِ آشکاری به معنای نادیده گرفتن فهم و خواست هوادارانی است که تا پیش از این در قالب ساختارهای حزبی و تشکیلاتی و یا هواداری بدون مشارکت و عضویت رسمی از آنان حمایت می کردند. این سنخ از کنشگران را که آشکارا و همزمان از دو جریان متفاوت حمایت می کنند می توان «دوزیستان سیاسی» نامید.
خودسری ها و خودرای یی های دوزیستان سیاسی- که به شدت در حال تکثیر هستند - ناشی از آن است که اولاً احزاب و تشکل های موجود در استان، ساخت های کوچک، بسته و شخصی هستند و ثانیاً چنین کنشگرانی، عموم شهروندان را فاقد حق قضاوت، انتقاد و بازخواست اعمال شان می دانند. این در حالی است که برخلاف چنین برداشت سطحی و پیش پا افتاده ای ، اکثریت شهروندان از قدرت درک و تحلیل سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار بوده و چنین زد و بندهایی را بخاطر خواهند سپرد.
این نوع اقدام دوزیستان سیاسی قدرت طلبی و منفعت طلبی شخصی را به ذهن متبادر می کند و ‌ نشان از آن دارد که این کنشگران حاضرند برای دستیابی به اهداف شخصی خود به راحتی از بنیان های فکری شان هم بگذرند.
کم نیستند کنشگران سیاسی که تا پای جان از آرمان ها ، عقاید و اندیشه های قانونی و هنجارمند خود پاسداری می کنند. در مقابل برخی دیگر که موسوم به دوزیست سیاسی هستند غیر قابل اعتمادند و مردم آنان را در همین بزنگاه ها خواهند شناخت و طردشان خواهند کرد. به قول معروف «مریدی که با کشی بیاید با فشی هم می رود»....