نقدپذیری هنر است
نقدپذیری هنر است
*علی بیرانوند
هر اجتماعی برای ادامه حیات و دستیابی به شرایط آرمانی، نیازمند مشارکت فعالانه شهروندان است. مشارکت مبین وضعیتی است که در آن همه ی شهروندان صرف نظر از تعلقات قوم مدارانه، علایق و اعتقادات شخصی، متناسب با صلاحیت و توانمندی های شان در سیاست گذاری، تصمیم سازی و اجرای برنامه ها همکاری و همیاری داشته باشند. این گونه کنش ها آگاهانه، اختیاری و عام گرایانه است به این معنی که مشارکت های ذهنی و عملی، همسو با هنجارهای اجتماعی و در چارچوب ارزش های حاکم است. از مهمترین مؤلفه های تاثیرگذار بر تحقق مشارکت، اعتماد است. در واقع مشارکت در همه ی عرصه ها مبتنی بر اعتماد بین شهروندان بوده و بدون وجود آن، مشارکتی شکل نخواهد گرفت.
تاریخ اجتماعی لرستان حاکی از آن است که از دیر باز مشارکت مردم این سرزمین در حوزه های اقتصادی و اجتماعی از عمومیت بیشتری برخوردار بوده است.«گَل دِرو»، «هوله»، «شیرواره»، کمک های مردمی در سور و سوگ و... تنها نمونه هایی از چنین مشارکت هایی است.
یکی از مهمترین بسترهای مشارکت در دنیای امروز نقادی است. نقد بهره گیری از توان عقلایی جامعه برای حل مسایل و مشکلات احتمالی و بهبود وضعیت موجود است. نقد تیغ تیزی دارد و ظاهراً چنین به نظر می رسد که کسانی در کنج عافیت نشسته اند و نقطه ضعف ها را برجسته می کنند. اما واقعیت این است از آنجایی که منتقد خارج از چشم انداز ما به امور می نگرد در بیشتر مواقع می تواند به نقاط کور و تاریک کارمان نور بتاباند.
برخی از نقدها غیر منصفانه هستند و تنها با هدف تخریب ساخته و پرداخته می شوند اما بیشتر نقدها به نقطه ضعف ها، ایرادات و کاستی ها اشاره دارند. نقد منصفانه به ما می گوید برای بهبود وضعیت موجود چه باید کرد، برنامه های آینده چگونه باید طراحی شده و به چه نحوی به اجرا درآیند. به تجربه ثابت شده است کم نیستند کسانی که هیچ گونه نقدی را برنمی تابند. برای نمونه بیایید مدیری را فرض کنیم که نقدپذیر نیست. او در تمام مدت مدیریتش در هیچ جلسه پرسش و پاسخی با حضور کارکنان سازمان خود و یا مردم شرکت نکرده و اجازه برگزاری هیچ جلسه تریبون آزادی را هم نداده است. او همچنین هیچ جلسه مناظره ای با حضور منتقدانش نداشته است. با این وصف باید گفت چنین مدیری نقدپذیر نیست زیرا از اینکه عملکردش در بوته نقد قرار بگیرد وحشت دارد و این وحشت از ناتوانی اش در انجام وظایف روزمره اش ناشی شده است.
نقد منتقدان لزوماً افکار عمومی را نمایندگی نمی کند با این حال نقدپذیری هنر است زیرا به وسیله آن می توان عملکرد خود را ارزیابی و با رفع کاستی ها به بهبود وضع موجود کمک کرد. هر چند فرد ممکن است در این مسیر در معرض انتقادات مغرضانه قرار بگیرد ولی تشخیص نقد مغرضانه از نقدی منصفانه که در فضایی بی طرف و خنثی طرح می شود سخت نیست و بهترین مرجع این تشخیص جامعه به حساب می آید.
*هفته نامه سیمره، شماره ۳۷۴، مورخ ۹۵/۵/۲۶
این وبلاگ دریچه ای است برای گفت وشنود درباره جامعه وبرای جامعه.نظرات ارزنده شما چراغ راه است.ذکر آدرس وبلاگ یا نام نویسنده هنگام استفاده ازمطالب،نشانه امانتداری وحرفه ای بودن شماست.